هدف هستي: خداوند تبارك وتعالي در سوره ذاريات آبه ۵۶ مي فرمايد : وما خلقت الجنّ و الانس الّا ليعبدون درباره كلمه شريقه ليعبدون گفته شده كه منظور ليعرفون است هدف از آفرينش شناختن ذات باريتعالي به مقدار توان است. خداوند تبارك وتعالي براي ابنكه انسان از شاهراه عبادت به شهر معرفت برسد و در قصر سعادت فرود آيد به او دو سرمايه عنايت كرد. اول:سرمايه فطرت است كه درهمه انسانها به نحو يكسان وجود دارد و هيچ انساني به لحاظ فطرت كاملتر يا ناقصتر از ديگري نيست. خداوند تبارك وتعالي در سوره والشمس وجه تسويه فطرت انسان را الهام فجور و تقوي به او ميداند. و نفس و ما سويها فالهمها فجورها و تقويها.همه انسانها به مقتضاي فطرت بدي را شناخته و از آن ميرمند و خوبي را تشخيص داده و به آن گرايش دارند(۱).البته بسيار پيش ميآيد كه فطرت برخي از انسانها بواسطه اعمال وعقايد باطل در زير خروارها خاك ضلالت و گمراهي مدفون ميشود ولي اين منافاتي با اصل وجود فطرت ندارد. كما اينكه همين انسانهاي گمراه در مواقع بحراني كه از همه چيز نااميد مي شوند متوجه خدا شده واز او استمداد ميجويند.دوم: سرمايه عقل است كه فقط كساني كه محبوب خدا هستند از آن برخوردار هستند و ساير انسانها هر يك به مقدار قابليت خويش از آن بهره مندند(۲). وآن كلام مشهور كه كل ما حكم به العقل ما حكم به الشرع و كل ما حكم به الشرع ما حكم به العقل فقط در عقول كامله چهارده گانه يعني معصومين عليهم السلام مصداق دارد و ساير انسانها از ازدرك همه كليات و مصالح خويش عاجزند برخداوند تبارك و تعالي واجب است تا افرادي را به عنوان واسطه بين خويش و خلق قرار داده تا راهنماي انس وجن در مسير عبادت و معرفت باشند.
نشانههاي دوستان خدا