
| پايان نامه (محل نگهداري: مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران) Full-image | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
احتکار و جرائم مشابه در قانون ايران و اسلام, / علياصغر اعظمي؛ به راهنمايي: محمدجعفر حبيبزاده. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
از جمله جرائم عليه اموال که از ديرباز مورد توجه جوامع بشري بوده است ، بزه احتکار است که با رشد روزافزون جوامع و صنعتي شدن آنها در دو قرن اخير آثار و عواقب ديگري به همراه داشته است . احتکار از نظر عقلي به لحاظ اينکه، خريد مردم را متوقف ميسازد، عملي مذموم است و در قوانين موضوعه، به عنوان يک بزه در خصوص کالاي ضروري مردم است . اينکه آيا از نظر اسلام نيز عملي حرام و بزه شناخته شده است و در چه مواردي حکم آن جاري است ، بين فقها اختلافنظر وجود دارد، گروهي عقيده دارند احتکار عملي حرام است و گروهي آن را مکروه و شامل کالاهاي خاصي ميدانند. در مقابل گروهي ديگر با تعيين ملاک و مباني خاصي و يا با استفاده از قواعد لاضرر و لاحرج معتقدند که حرمت احتکار نسبت به تمامي نيازمنديهاي مردم قابل تسري است . در قوانين ايران اثرات اين دو نظر مشهود است در بعضي از مواد قانوني، تنها کالاهاي خاصي و در بعضي ديگر کالاهاي ضروري مردم، موضوع احتکار قرار گرفته است . ولي در اين تحقيق اولا: باستناد آيات قرآن، روايات ، آراء فقها و ساير قواعد فقهي، نظرات فوق مورد نقد و بررسي قرار گرفته است و احتکار به عنوان عملي حرام و بزه معرفي شده است . ثانيا: نظري به اثبات رسيده است که تسري موارد احتکار را به تمام نيازمنديهاي مردم، به حکم عقل و به اعتبار تعليلي که در بعضي از اخبار وارد شده است ، ميداند. اعتقاد به اين نظر و بکارگيري آن در سيستم قانونگذاري کشور، موجب خواهد شد که نگهداري هر کالايي که مردم جامعه به آن نياز و احتياج ضروري دارند، جرم شناخته شده و مرتکب آن به مجازات برسد. از طرفي در اين تحقيق علاوه بر تعريف ، تبيين ارکان و عناصر تشکيلدهنده و ضمانت اجراي بزه احتکار، از دو بزه اخفاء و امتناع از عرضه کالا و عدم اعلام موجودي کالا که از جهاتي با احتکار مشابه هستند. تحت عنوان جرائم مشابه، تعريف و با بزه احتکار مورد مقايسه قرار گرفته است . ّّّّّّّّّ فرهنگ عاشورا، فرهنگي همه جانبه است. ابعاد گوناگوني دارد؛ سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، اخلاقي، عرفاني، نظامي و ..... انديشه و زندگاني امام خميني (ره) نيز اين گونه است و داراي ابعاد مختلف ياد شده ميباشد. نوشتار حاضر به بررسي تطبيقي تعدادي از ابعاد ياد شده با انديشه و زندگي امام خميني (ره) ميپردازد..... براي ادامه مقاله كليك كنيد ژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژ
چهل روزاز حماسه جانگداز عاشورا گذشت . در چنین روزی در سال 61 ه ق پس از چهل روز از شهادت حضرت اباعبد الله الحسین (ع ) و یاران باوفیشان کاروان بازماندگان کربلا و اهل بیت پیامبر اکرم( ص ) وارد کربلا شدند و سرهاى مطهر شهیدان بویژه سر مقدس امام حسین (ع) را در کنار پیکرهاى مطهر آنهادفن کردند . جابر ابن عبد الله انصاری در روز اربعین سال 61 هجرى، به عنوان نخستینزیارتکننده مرقد شریف امام حسین(ع)، به کربلا آمد و به زیارتپرداخت. «عطیه عوفى» مىگوید:من با جابر بن عبد الله انصارى به زیارت قبر حسین(ع) رفتم.وقتى به کربلا رسیدیم، جابر نزدیک شط فرات رفت، غسل کرد.قطیفهاى به کمر بست و قطیفهاى دیگر بر دوش افکند. سپس کیسهاىکه همراهش بود، گشود و از آن آرد «سعد» (ریشه خوشبوى کوفى)برون آورد و خود را خوشبو کرد. سپس به طرف مرقد شریف امامحسین(ع) حرکت کرد; در حالى که مشغول ذکر خدا بود، خود رانزدیک قبور رساند و گفت: مرا به قبر حسین(ع) برسان تا آن رالمس کنم. دستش را گرفتم و به قبر رساندم. هنگامى که دستش بهخاک مرقد حسین(ع) رسید، از شدت اندوه بیهوش شد و به روى قبرافتاد. من بر وى آب پاشیدم. وقتى به هوش آمد، سه بار گفت: یا حسین!یاحسین! یاحسین! سپس گفت: «حبیب لا یجیب حبیبه» آیا دوستجواب دوستش را نمىدهد؟! بعد گفت: چگونه جواب دهى که خون ازرگهاى گلویتبر سینه و شانهات فرو ریخته و میان سر و بدنت جدایىافتاده است! من گواهى مىدهم تو فرزند بهترین پیامبران و سرورمؤمنان و اسوه تقوا و پرهیزکارى و زاده هادیان و رهبران، وپنجمین تن از اصحاب کسا، فرزند بزرگترین نقبا(علی ع ) و فرزندسرور زنانى. چرا چنین نباشى که دستسید المرسلین تو را پروراند، در دامنپرهیزکارى بودى از پستان ایمان شیر خوردى، با اسلام از شیر بازگرفتهشدى و در زندگى و هنگام مرگ پاک بودى. قلب مؤمنان، از فراقتسوخت. آنها شک ندارند که تو زندهاى، سلامو خشنودى خدا بر تو باد. گواهى مىدهم داستان تو مانند جریانشهادت حضرت یحیى بن زکریا بود. (که طاغوت زمان سر از پیکرشجدا کرد.) عطیه عوفى مىگوید: سپس جابر، به اطراف قبر امامحسین(ع) متوجه شد و سایر شهیدان کربلا را چنین زیارت کرد: «درود و سلام بر شما ارواحى که در محور قبر امام حسین(ع) جاىگزیدید. و شتر خود را در آستان او خوابانیدید. گواهى مىدهمشما نماز را به پا داشتید و زکات را ادا کردید و امر به معروفو نهى از منکر انجام دادید و با منحرفان و ملحدان جنگیدید.شما خدا را عبادت کردید تا مرگتان فرا رسید. سوگند به خدایىکه محمد(ص) را به راستى فرستاد، ما با شما در آنچه بدان واردشدید، شریک بودیم. عطیه عوفى مىگوید: از او پرسیدم:ما چگونه در جهاد و پیکار آنها (شهیدان کربلا) شرکت داریم؟ مادر فراز و نشیب همراه آنها نبودیم و شمشیر نکشیدیم; ولى اینشهیدان جانبازى کردند، به گونهاى که سرهایشان از بدنشان جداشد و فرزندانشان یتیم و زنانشان بیوه گشتند؟! جابر در پاسخگفت: اى عطیه، از حبیب خود رسول خدا(ص) شنیدم که مىگفت: هر کسقومى را دوستبدارد، با آنها محشور مىشود و هر کس عمل قومى رادوستبدارد، در آن عمل با آنها شریک است. سوگند به خداوندى کهمحمد(ص) را به راستى فرستاد، نیت من و اصحابم همان نیت امامحسین(ع) و اصحاب اوست; نیتى که بر اساس آن به شهادت رسیدند.
آلبوم شماره پنج | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ِِِِِِِّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
فرهنگ عاشورا در انديشه و عمل امام خميني (ره) 












نشانههاي دوستان خدا